ناقوسی کثیف...وشاید کثیف تر از کثیفان.....
و برخ میکشد.....زمان...رفته را
من.....بصدای ناقوس کلیسای زمان.......بیدار میشوم.....
و کثافت هارا از خود دفع میکنم....تا...زمان رفته....دیگر کثیفی باخود به سوغات نبرد
زمانم را با دوست داشتنت مقدس و پاک میکنم.....
اکنون گوش فرا میدهم....ببینم بازصدای ناقوسی از کلیسای زمان بر خواهد خاست؟؟؟
نه......دیگر.....زمان مقدس و پاک میشود.....زمان میرود در گستره ی پاک ومقدسی بنام دوست داشتن خداوند
اکنون زمان منست....تا با فریادی ناقوس را بیدارکنم.......فریادم اینست....خداوندا دوست دارم
برچسب: ناقوس زمان,
نویسنده: هلیا امیری