مکاشفه ایی در..رحمت و برنامه ی خداوند برا بشر
مرا در.....پهنای زمان رها میکند....پهنایش وسعتی دارد به اندازه ی...بی اندازه بودن
از ازل است تا ابد
سرم گیج میرود از...پهناوری و وسعت دانایی خداوند
میزان ورودم....چندین میلیاردیم ثانیه است
وخروجم آشکار تر از میلیاردیم ثانیه
دلیل کم بودنش......وسعت و پهناوری جهل منست
رحمت خداوند را نشانم میدهد...با برنامه هایی که برای هر بشر بصورت جداگانه در....هر بسته ایی که پشتش تا ابدیت ختم میشود
برای هرکس...برنامه ایی دارد تا ابدیت
خواه.است....ناخواه است
خود است...ناخودست
هوشیارست...بیهوش است
عاقل است...بیعقل است
سواد دارست..بیسواد است
وهرچه که...هست...و وجود دارد
برنامه هایی بس شگفت انگیز....
برنامه هایی...خودساخته توسط عقل کوچک اندیش
برنامه هایی..خداساخته با خردی بس شگفت اندیش
تسلیم هارا.....جدا میکند...از بشریت کوچک اندیش...خودساخته برنامه اش را
برایشان تا ابد برنامه میریزد....در هاونی بنام رحمتش
در رحمتش بی اندازه و بینهایت برنلمه است...که هیچ چشمی قادر بدیدنش نیست و بهیچ عقلی در نیاید
تسلیمم را گوارا میکند...و خیالم را تخت میکند...از برنامه ریزی هایش برایم....تا ابد
بر داناییش سجده ی جاهلانه ایی میزنم
و خود را میابم...در این دنیا
خروجم آشکارمیشود از عالم کشف ظرف میلیاردیم ثانیه
و ندایم را بگوش...دیگران میرسانم...زودتر تسلیم شوید...تا بهرمند شوید از برنامه های جاودان خداوند برای شما
خداوندا تسلیمتم...خوشوم میاد ازت
برچسب:
نویسنده: هلیا امیری