به نام فرسایشگر ازلی و ابدی
به نام خداوندی که علم فرسایشش براتمام خلقت سایه افکنده و هیچ ذره ای مبرا از علم فرسایشش نیست
برای فرسایش......شدن....نباید استقامت نمود...که تلاشی بیهوده و نافرجام است
نشانم میدهد......علم فرسایش را
دیدگانم را سوهان میکشد...تیز تیز میشوند
برای فرسایش...تمام ابزارها و افزارها آماده هستند بدون هیچ گونه وقفه و ایستادنی
برای آموزش فرا میخاند......آموزشم را میدهم...هنوز گام اول برگشتم را نپیموده ام....که صدای فرسایش بلند میشود
گام اول برگشتم را.....عجب...فرسایش بی زمانی است
رحم و مروتی در فرسایش نمبینم...بشدت مشغول کار هستند
بعد از آموزش.....فرسایش است
فرسایش بعضی وقتا......صیقل میدهد
و بعضی وقتها...نابودگر.....ذره به ذره را پوشش میدهد....و ذره را فراگیرانه در آغوش به جدایی میکشاند
فرسایش از علوم بسیار زیبای خداوند است
که زیباییش ذره به ذره را...بهم میچسباند....و.....باز....جدا سازی میکند.....چون فرسایش حکم اتمام ماموریت ذره را به او ابلاغ میکند...و ذره خود را تسلیم فرسایش خداوند میکند.....و دوباره......منتظر..ماموریتی دیگر در خلقت میشود
فرسایش علم تسلیم ذرات است
علمی فرا گیرنده و فراتراز بینش بشریت.....
آموزشی گرفتی.....یعنی سازه ایی در وجودت شکل گرفته
الان...فرسایش میفهمد...و من تا اولین گام برگشتم را آغاز میکنم.....فرسایش شروع میکند....میفرساید.....میفرساید....تا به خالصی و خلوصت برسی
فرسایش حکم است...قانون است....احساس نیست...رحمی در کار نیست
آموزهایت را..خالص گردان..که اگر درجه ی خلوصت کم باشد.....فرسایش به سراغت خواهد آمد...و ذرات ناخالص را جدا خواهد کرددددد
راستی یادم رفت بگویم.....فرسایش سراغ کسانیکه درجه ی خلوص دوستیشان با خدا.....زیاد است.........نمیروند...چون مبرای از فرسایش هستند
برچسب:
نویسنده: هلیا امیری